سازند كهر (كهار)
در گسترههاي وسيعي از ايران، ترادفي همگن از شيلهاي توفي و ماسهسنگهاي دانهريز وجود دارد كه به داشتن رنگ سبز زيتوني شاخصاند. جايگاه چينهشناسي اين سنگنهشتهها سبب گرديده بود تا همگان بر اين باور باشند كه تــرادف مورد سخن بخشي از كهنترين سنگهاي ايران است كه سن نئـوپروتروزوييك پسين دارد. با وجود ويژگيهاي سنگي و نيز جايگاه چينهشناسي هماننـــد « سازند كلمرد » (اشتوكليـن، 1961)، « سري مـراد » (هوكــريده و همـكاران 1962)، « شيلهاي سبز قرهداغ » (اشتوكليـن و همكاران، 1964)، « سازند تاشك » (حقيپور و همكاران، 1968)، نامهاي گوناگوني بود كه به اين واحد سنگي داده شده بود. در 1967 ددوآل به اين واحد سنگچينهايKahar Formation نام داد كه بر گرفته از نام كوه و روستايي به نام كهار (كاهار) بود. بيان لفظي نادرست نوشتار انگليسي اين نام سبب گرديد تا به اين سنگها « سازند كهر » گفته شود كه نامي آشنا و رايج، ولي نادرست، در چينهشناسي ايران است.
ددوآل، 1967
در محل برش الگو حد پاييني سازند كهر ديده نميشود و آن چه كه از اين سازند در برش الگو ديده ميشود 1600 متر ضخامت دارد.
سازند كهر ترادفي همگن از شيلهاي اسليتي - رسي ميكا و سريسيتدار به رنگ سبز - خاكستري تيره است كه به طور بخشي رنگ خاكستري متمايل به قرمز خاكستري تيره دارد. از ميان لايههاي اين ترادف شيلي همگن ميتوان به دولوميتهاي زرد - قهوهاي، سنگآهكهاي تيرهرنگ بودار، ماسهسنگ كوارتزي و سنگهاي آتشفشاني اشاره كرد كه بيشتر در بخشهاي پاييني جاي دارند ولي در بخشهاي بالايي آن ماسهسنگهاي درشت تا مياندانه سرخ فام همراه با ماسهسنگهاي كوارتزي روشنرنگ فراوانتر است. چينهبندي متقاطع، نقش موج و تركهاي گلي از ساختهاي رسوبي موجوداند كه به ويژه در لايههاي رنگين شيلي و ماسهسنگي ديده ميشوند. گفتني است كه سنگهاي آتشفشاني بيشتر ريوليتي (شامل توفهاي تبلور يافته و گاه گدازه)، كوارتز پورفير، ايگنمبريت، توفهاي جرياني و به ندرت داسيت پورفيري از همراهان سازند كهر بسياري از نقاط ايراناند كه به طور ضعيف دگرگون و يا سيليسي شده و بافت كاتاكلاستيك و يا ميلونيتي دارند. رخساره سنگي سازند كهر در برش الگو، از پايين به بالا، به شرح زير است.
|
1- ماسهسنگ سبز دانهريز ميكادار |
چند |
متر |
| 2- سنگآهك اسپاريتي به شدت بودار و همراه با لكههاي تيره | 30 |
" |
| 3- ماسهسنگ قرمز و سبزرنگ پرمايه از سريسيت با نقش موج | 30 |
" |
| 4- دولوميت يا رنگ هوازدگي زرد قهوهاي | 20 |
" |
| 5- شيلها و سنگماسههاي سريسيتدار به رنگ سبز - خاكستري همراه با 20 متر سنگآهك متبلور | 50 |
" |
| 6- دولوميت، به شدت خرد شده، خاكستريرنگ با رگههاي كلسيت و رنگ خاكستري تيره، به رنگ هوازده قهوهاي پررنگ | 40 |
" |
| 7- ماسهسنگ دانهريز سريسيتدار و شيل ماسهدار سبزرنگ | 180 |
" |
| 8- دولوميت خاكستري، با رنگ هوازده مايل به زرد | 25 |
" |
| 9- سنگآهك ماسهدار دانهريز با رنگ هوازده قهوهاي | 10 |
" |
| 10- شيلهاي رسي قرمزرنگ سريسيتدار، آغشته به مواد آهني با ميانلايههاي ماسهسنگي ريزدانه سبزرنگ | 140 |
" |
| 11- دولوميت متخلخل با هوازدگي زردرنگ | 30 |
" |
| 12- شيل و ماسهسنگ سبزرنگ با ميانلايههاي شيلي تالكدار به رنگ سبز روشن | 230 |
" |
| 13- شيل ديابازي اوژيتدار | 10 |
" |
| 14- شيلهاي ماسهدار و ماسهسنگ خاكستري تيره تا خاكستري سبز | 270 |
" |
| 15- شيل ديابازي دگرسان | 20 |
" |
| 16- شيلهاي رسدار، سرخرنگ، با تناوب لايههاي حاوي كوارتز و سريسيت | 16 |
" |
| 17- شيلهاي سبز - خاكستري تا خاكستري - سياه، همراه با لايههاي نازك دولوميت و سنگآهك متبلور بدبو با رنگ خاكستري تيره | 400 |
" |

برش الگوي سازند كهر (كهار)، (ددوآل 1967)
به طور معمول، در چينهشناسي ايران، سازند كهر يك واحد سنگچينهاي بدون سنگواره تصور ميشود. ولي، زگر (1977) از شمال الموت، واقع در البرز مركزي، از رديفهاي شيلي سازند كهر آكريتاركهايي نظير: Protoleiosphaeridium angulatum, Protoleiosphaeridium cf. leguminiform, Protoleiosphaeridum sp., Laphosphaeridium sp. را گزارش و ضمن مقايسه سازند كهر با سازند Bitherspring Formation مركز استراليا كه به ديرينگي 900 ميليون سال (آشكوب ريفئن) است، سازند كهر را به سن ريفئن دانسته است.
حمدي (1374) از برش سربندان، واقع در خاور شهرستان دماوند، از اثر فسيلها، انواع :
Kouphichnium sp., Neonerites sp., Planolites cf. annularis Walcott, Bergaueria sp., Asteriacites sp., Octopodichnus sp., Pterichnus sp., Monomorphichunus sp., Chondrites sp., Planolites montanus Richter
و از استراماتوليتها نوع Jurusania sp., ex. gr. Jurusania sp را گزارش كرده ولي به ديرينگي آنها اشاره ندارد.
مطالعه پالينولوژي رأس سازند كهر در اغلب برونزدهاي اين سازند به ويژه برش فيروزآباد چالوس سبب گرديده تا صبوري (1374) بر اين باور باشد كه جنس گرد متحدالمركزي كه در گذشته به نام Glomovertell glomerate دانسته شده بود به واقع جنس Cochleatina است كه در سالهاي اخير به عنوان شاخصترين و در ضمن پيچيدهترين ميكروفسيلهاي پركامبرين ميباشد. به سخن ديگر، با كشف ميكروفسيل بسيار شاخص Cochleatina cf. canilovica در شيلهاي سازند كهر و همچنين وجود سيانوباكتريهاي Polythrichoides و آكريتاركهاي كروي زائدهدار (آكانتومورف) بازه زماني سازند كهر نئوپروتروزوييك (ريفئن بالايي تا وندين) و بالاترين لايههاي آن نشانگر زمان وندين مياني تا پسين است.
سازند كهر يكي از واحدهاي سنگچينهاي نئوپروتروزوييك (ريفئن - وندين) البرز - آذربايجان است كه در همه جا ويژگيهاي بسيار همسان دارد. با توجه به دادههاي موجود، سازند كهر را ميتوان در گستره نقشههاي زمينشناسي (1:250،000 و 1:100،000) زير ديد.

در « چهارگوش اروميه » در باختر درياچه اروميه رخنمونهاي محدود و پراكندهاي از سنگهاي كم دگرگون شده وجود دارد كه بيشتر از جنس اسليت و شيلهاي فيليتي بوده بندرت همراه با سنگهاي ولكانيكي هستند. اين سنگها تشكيل يك واحد چينهاي را ميدهند كه، هم از نظر ليتولوژي و هم جايگاه چينهشناسي شبيه به سازند كهر ميباشد. همبري آن با سازندهاي زيرين كه غالباً سنگهاي دگرگون شده هستند معمولاً دگرشيب است ولي در صورت همشيبي ظاهري طبقات با تغيير ليتولوژي ناگهاني همراه هستند. اين سازند به طور معمول روي بخش گنيسي و آمفيبوليتي و در زير، سازندهاي زمان پركامبرين پسين - كامبرين (به طور معمول سازند باروت) قرار ميگيرد ولي بر حسب موقعيت جغرافيايي با سازندهاي ديگر نيز در مجاورت ميباشد.
در « چهارگوش آباده » به عنوان بخشي از پهنه ساختاري - رسوبي ايران مركزي، پيسنگ ناحيه با سازند كهر مقايسه شده است كه تشكيلدهنده اصلي آن، همانند البرز - آذربايجان، بيشتر شيل، ماسهسنگ، سيلتسنگ به رنگ سبز تا سبز مايل به خاكستري است كه ميانلايههاي كمي از دولوميت (آنكريتي) دارد. در پناهكوه و جنوب كوه رعنا، در بخشهاي بالايي سازند كهر لايههاي توف ماسهاي نيز ديده ميشود. در محلهايي كه آپوفيزهاي اسيدي و يا تودههاي گرانيتي در درون سازند كهر جاي گرفتهاند، بدون آن كه كاني حرارتي تشكيل شده باشد، سنگهاي كهر چهره تيرهتر و سوخته دارند. در اين چهارگوش (آباده)، به حد زيرين سازند كهر اشاره نشده ولي حد بالاي آن به سازند سلطانيه دانسته شده كه بيشتر گسله و گاهي (جنوب كوه رعنا) دگرشيبي خفيف است. در چهارگوش آباده، سنگهاي سازند كهر را ميتوان در نواحي دره خضرآباد، مزرعه ميان، كذاب، دولاب و خام سياه ديد كه بيشتر در بخش خاوري نقشه برونزد دارند.
در « چهارگوش تكاب » كهنترين سنگ نهشتههاي نادگرگونه پركامبرين از نوع شيلهاي ميكادار، اسليت، شيلهاي اسليتي سبز - خاكستري و گاهي شيلهاي كمي توفي است كه از نگاه رخساره سنگي و جايگاه چينهشناسي در خور قياس با سازند كهر دانسته شده است. در اين چهارگوش سازند كهر حدود 1200 متر ستبرا دارد و همبري آن با سنگهاي دگرگونه كهنتر دست خورده و ناروشن است.
در نواحي ييلاق سليمخان و كوه محمودخان، سازند كهر در برگيرنده شيلهاي ارغواني و سبز زيتوني ميكادار است كه لايههايي از كوارتزيت، سنگآهك و دولوميت دارد. در اين دو ناحيه، بخش بالايي سازند كهر متشكل از شيل و سنگماسههاي كوارتزي قرمزرنگ است كه يادآور سازند بايندور است كه بدون حضور سازند قرهداش، با سازند سلطانيه پوشيده ميشود.
در « چهارگوش قزوين - رشت » سازند كهر كهنترين واحد سنگي ميباشد كه بيشتر از نوع شيلهاي خاكستري متمايل به رنگ سبز، سنگماسههاي دانهريز، دولوميت و سنگآهك نازكلايه است كه در جنوب بلنديهاي وركش واقع در 7 كيلومتري باختر برش الگو، گستردگي زياد دارد. در اين برونزد، بخش پاييني سازند كهر بيشتر شيل و سنگماسه است ولي در بخش بالايي آن ميانلايههاي نازكي از سنگآهك و دولوميت دارد.
در بالاترين بخش اين رخنمون روانهاي از گدازههاي بازيك به ستبراي 10 متر و همچنين دو لايه كم ضخامت از سنگآهك استروتوماليتي ديده ميشود.
در اين چهارگوش، حد پاييني سازند كهر ديده نشده و حد بالايي آن با واسطه يك واحد كوارتزيتي به سازند سلطانيه است. در بخش خاوري چهارگوش (قزوين - رشت) در بالاي سازند كهر شيلهاي تيرهرنگي وجود دارد كه به باور ميير (1967) در خور قياس با شيلهاي چپقلو از سازند سلطانيه است.
در « چهارگوش زنجان » سازند كهر كه مترادف با « شيلهاي سبز نادگرگونه » (اشتوكلين و همكاران، 1964) است در كوههاي قرهداغ و ملاداغ، واقع در جنوب خاوري كوههاي سلطانيه، بيشترين گستردگي را دارد. در اين جا، سازند كهر با بيشتر از 1000 متر ضخامت، متشكل از ترادف همگني از شيلهاي اسليتي - رسي براق، كمي سيلتي است كه به طور معمول به رنگ سبز - خاكستري تا سبز متمايل به ارغواني است. دولوميتهاي آنكريتي زرد، قهوهاي، كوارتزيت خاكستري و شيلهاي توفي سبز پررنگ تا ارغواني از همراهان سازند كهر اين ناحيه هستند. همانند برش الگو و ساير رخنمونها چگونگي حد پاييني سازند كهر در پرده ابهام است گفتني است كه با باور اشتوكلين و همكاران (1964) شيست و فيليتهاي رخنمون شده در كوههاي سلطانيه و همچنين كوههاي تالش (گوشه شمال خاوري چهارگوش) به واقع همان سنگ نهشتههاي سازند كهراند كه در نتيجه تزريق تودههاي گرانيتي به صورت مجاورتي دگرگون شدهاند.
در « چهارگوش سرو » واقع در باختر درياچه اروميه، سنگنهشتههاي قياس شده با سازند كهر بيشتر از نوع شيل، شيل ماسهاي و كمي ماسهسنگاند كه در اثر دگرگوني خفيف به اسليت، اسليت كوارتزيتي، فيليت، شيستهاي سريسيتي و مقدار كمتري كوارتزيت به رنگ خاكستري تيره تا سياه تبديل شدهاند. افزون بر بين لايههايي از سنگهاي آتشفشاني اسيد و اسليتهاي توفي كه به ويژه در بخش تحتاني سازند وجود دارد. به طور نادر رگههايي دگرگون و تجزيه شده دياباز نيز سازند كهر را بريده است.
در « چهارگوش كاشان » حدود 110 متر شيل سريسيتي خاكستري با ميانلايههاي دولوميتي و سنگهاي بازالتي و همچنين حدود 90 متر شيل با ميانلايههاي ماسهسنگ دولوميتي وجود دارد كه همانند يا همارز بخش بالايي كهر دانسته شده است كه به طور همشيب ولي ناگهاني، با سازند دولوميتي سلطانيه پوشيده ميشود.
در « چهارگوش كبودرآهنگ » تنها رخنمون قياس شده با سازند كهر را ميتوان در شمال روستاي شكرچشمه ديد كه همانند برش الگو ترادف همگني از شيلهاي سبز، سبز - خاكستري ارغواني ميكادار است كه سيماي متورق داشته و به لحاظ جهتيابي كانيهاي سريسيت براق است. دولوميتهاي آنكريتي، كوارتزيتهاي خاكستري و شيلهاي توفي خاكستري تا بنفش از همراهان اين انباشته است. در اين چهارگوش پي سازند كهر ديده نشده و حد بالايي آن به رديفهاي همارز سازند بايندور به ويژه سلطانيه است.
در « چهارگوش گلپايگان » سازند كهر كهنترين سنگ نهشتههاي نادگرگونه پركامبرين دانسته شده است كه در شمال موته، با 800 متر ستبرا، شامل توالي همگني از اسليتهاي كمي ماسهاي است كه به طور محلي به سنگماسههاي ريزدانه ميكادار ميرسد. جدا از كمي شيلهاي ارغواني كه در بخش پاييني سازند وجود دارد سنگهاي آتشفشاني متوسط تا بازيك را ميتوان هم در پايين و هم در بالاي آن ديد.
در جنوب حسينجان، شيلهاي ارغواني موجود در پايه سازند كهر با توالي از اسليتهاي ماسهاي ريزدانه به رنگ خاكستري روشن تا خاكستري گراييده به رنگ سبز پوشيده ميشود كه هوازدگي چوب مانند (wood - like) دارد. اسليتهاي روشن رنگ بيشتر سنگهاي آذرآواري اسيد هستند كه با سنگهاي ريوليتي همراهاند.
در شمال خاوري محلات، سازند كهر چندان همگن نيست. در اين جا، سازند ياد شده تناوبي از شيلهاي ارغواني سبز، شيلهاي پورفيري و سنگماسه با دانهبندي ميانه است كه به درون آنها سنگهاي دياباز مانند و پورفيريت تزريق شده است.
در « چهارگوش مهاباد » سازند كهر به عنوان جوانترين واحد سنگچينهاي پركامبرين از نوع فيليتهاي سبز زيتوني روشنرنگ و شيلهاي فيليتي، با خاستگاه رسهاي ارژيلي و سيليسي، است كه به گونهاي ضعيف و در رخساره كلريت دگرگون شده است. در اين برگه، همانند نقاط زيادي از البرز - آذربايجان، گذر زماني (قائم) و مكاني (جانبي) سازند كهر و سنگهاي دگرگونه درجه بالا تدريجي است به همينرو به نظر ميرسد كه دگرگونههاي درجه بالا و سازند كهر هم خاستگاه باشند. در اين برگه نيز سازند كهر سنگواره و سن پرتوسنجي ندارد و تنها با تكيه بر جايگاه چينهشناسي (قرارگيري در زير ريوليتهاي داراي سن 30 ± 660 ميليون سال) به سن پركامبرين دانسته شده است.

در « برگه آوج » سازند كهر، با 1000 متر ضخامت، به عنوان كهنترين سنگهاي رخنمون شده در « زون آبگرم »، شامل شيلهاي اسليتي سبز، سبز - خاكستري و كمي ارغواني است كه به طور محلي ميكادار و سيليسي است.
در « برگه ايرانخواه » (چاپان) سازند كهر در شمال روستاي عليآباد، حوالي روستاهاي برده نقشينه و زلفيله برونزد دارند كه از اسليت، شيستهاي آهكي با بافت گرانوبلاستيك همراه با شيستوزيته، ميكاشيست، كوارتزيتهاي ستبرلايه تا تودهاي به رنگ خاكستري تيره، سنگآهكهاي ماسهاي نازكلايه تا برگهاي، دولوميتهاي قرمز چركين تا قهوهاي، ستبرلايه، ريوليت و 000 پديد آمدهاند. آندزيت تراكيتي، آندزيت داسيتي، ريوداسيت تا لاتيت كوارتزدار و ريوليت از اجزاء اين سازند هستند. بخشهاي بالايي مجموعه ياد شده با نهشتههاي سري ريزو در خور مقايسه دانسته شده است.
در « برگه بلده » جايگاه سنگهاي كم دگرگون شده سازند كهر در جنوب دهكده اطاق سرا در دره زانوس و جنوب باختر روستاي لاشك است. ستبراي اين سازند در جنوب روستاي لاشك كم است و تنها بخشي از سنگهاي آن در دره عروش و در بخش زيرين سازند سلطانيه رخنمون دارد. در كنار و جنوب روستاي اطاق سرا سازند كهر با يك گسل رو رانده بر روي انباشتههاي تخريبي سازند شمشك جاي ميگيرد و از سوي ديگر به وسيله دولوميتهاي تودهاي سازند سلطانيه و به گونه ناپيوسته پوشيده ميشود. از پايين به بالا شامل رديفهاي زير است:
اسليتهاي قرمز و سبز همراه با لايههاي دولوميت به رنگ هوازده قهوهاي در متن خاكستري و بلورين. دولوميتها به صورت ميانلايه در درون اسليتها جاي ميگيرند. ميزان لايههاي دولوميتي در بخشهاي بالايي نسبت به پايين بيشتر است. سپس يك سري شيلهاي ميكادار ارغواني، قرمز همراه با لايههايي از ماسهسنگ قرمز و ريزدانه روي رديف زيرين جاي دارد. در بخشهاي بالايي دوباره اسليتها داراي درون لايههاي دولوميت شده و سپس به وسيله چند لايه ماسهسنگ ستبر، دانهريز به رنگ قرمز پوشيده ميشود. در بالاترين بخش، ماسهسنگها به كوارتزيتهاي سفيدرنگ تبديل شده كه به وسيله بخش زيرين سازند سلطانيه پوشيده ميشوند.
در « برگه تسوج » در كوه علمدار سازند كهر، ستبراي شايان توجهي از نهشتههاي تخريبي ريزدانه مشتمل بر شيل، شيل ماسهاي و كمتر ماسهسنگ است، كه دگرگوني خفيفي را تحمل نموده و بيشتر به اسليت و اسليتهاي كوارتزيتي و بندرت به فيليت تبديل شدهاند. پايه اين رسوبها آشكار نيست و از نظر ساختاري خود هسته يك تاقديس را ساختهاند. ستبراي برونزدگي در حدود 2000 تا 2500 متر است.
رنگ هوازده اين نهشتهها عموماً خاكستري روشن تا متمايل به سبز كمرنگ است كه در برخي افقها به ارغواني نيز ميگرايد. در اين بخش رسوبي به طور فرعي لايهاي از دولوميت و آهك دولوميتي و همچنين سنگهاي آتشفشاني اسيدي تا بازيك وجود دارد.
در « برگه تبريز » سازند كهر تنها در كوههاي مورو برونزد دارد و شامل تناوبي از شيلهاي تيره خاكستري و ماسهسنگهاي توفي و توف كريستالي ميباشد. مرز بالايي آن بدون ناهمسازي زاويهاي به وسيله رسوبهاي سازند بايندور پوشيده ميشود.
سازند كهر در پايانه باختري نقشه، در بخش پاييني داراي سنگهاي اسيديد ريوليت گدازه است، كه اين سنگها نيز به وسيله دايكها و استوكهاي گابرويي قطع ميشود. در همين بخش رگههايي به ضخامت 5 تا 20 سانتيمتر از باريتين رسوبهاي سازند كهر را قطع كردهاند.
در « برگه جغتاي » واقع در شمال باختر سبزوار، كهنترين نهشتههاي موجود در جنوب كوه جوين و چندين كيلومتري شمال روستاي خداشاه كه در برگيرنده فيليتهاي سبز و خاكستري رنگ، اسليتهاي آبي، ماسهسنگهاي دگرگونه و شيست است. در بررسيهاي صحرايي به نظر ميرسد كه بخشهايي از اين واحد خاستگاه توفي داشته باشد. دايكهاي داسيتي و همچنين آپوفيزهايي از ميكروگرانيت تا ميكروگرانوديوريت اين واحد را در بخشهايي قطع كردهاند. اين سنگ نهشتهها جايگاه چينهشناسي روشني ندارند و تنها با توجه به وجود همسانيهاي نمادين ميان اين واحد با سازند كهر، براي اين واحد سن پركامبرين و همارز با سازند كهر در نظر گرفته شده است.
در « برگه خوي » آن چه كه به عنوان سازند كهر دانسته شده است شامل شيلهاي سيلتي تيره تا سياهرنگ دگرگون شده، در برخي موارد داراي زغال يا گرانيت و گرهكهايي از كوارتز سفيدرنگ و اسليتهاي خاكستري رنگ چينخورده و ماسهسنگهاي دگرگون شده سبز تا خاكستري است كه در اطراف روستاي قزلجه و زاغه برونزد دارد. در لابهلاي سنگهاي اين واحد لايههايي از سنگآهك دگرگون شده نيز ديده ميشود. ضخامت اين واحد در حدود 100 تا 120 متر دانسته شده كه با همبري گسله بر روي دگرگونههاي درجه بالا و با دگرشيبي 30 تا 35 درجه در زير سازند قم (ميوسن) قرار دارد.
در « برگه خضرآباد » واقع در شمال باختري يزد (زون ايران مركزي)، پيسنگ ناحيه به علت دارا بودن همانندي رخسارهاي، با سازند كهر مقايسه شده است. در اين برگه، سازند كهر از نوع شيل، ماسهسنگ، سيلتسنگ سبزرنگ و سبز مايل به خاكستري است كه لايههايي فرعي از دولوميتهاي قهوهاي گراينده به زرد دارد. دره خضرآباد، مزرعهميان، كذاب، دولاب، خام سياه، مزرعه سهدانگ و پناهكوه گسترههايي هستند كه سازند كهر برونزد دارد و توسط سازند سلطانيه پوشيده ميشود. اگر چه به طور عموم مرز اين دو سازند پوشيده است ولي در نواحي مزرعهميان، جنوب خضرآباد، جنوب كوه رعنا و در مزرعه سهدانگ خام سياه، سلطانيه به صورت ناهمساز بر روي نهشتههاي سازند كهر گزارش شده است.
در « برگه خدابنده » كهنترين سنگهاي ناحيه سنگنهشتههايي از نوع شيلهاي آرژيلي و سيليسي به رنگ خاكستري متمايل به سبز تا سبز زيتوني، توف، سنگهاي آتشفشاني، دولوميت و سنگآهكهاي آهندار به رنگ قهوهاي سوخته است كه با سازند كهر سنجيده شده است. چون بخشهاي زيرين اين سنگها و وابستگياش با پيسنگ كهنتر نامشخص است ستبراي آن قابل اندازهگيري نيست. در حوالي روستاي سرو جهان، واقع در شمال باختري شهرستان ابهر، يك توده گرانيتي (گرانيت دوران) بر اين سازند اثر گذارده و آن را به صورت مجاورتي دگرگون كرده است.
در « برگه دولتآباد » واقع در خاور تربتحيدريه، كهنترين نهشتههاي رسوبي با دگرگوني خفيف و سنگهاي آتشفشاني در شمال و شمال باختري آبادي كلهمنار برونزد دارد و عبارت است از: اسليت، شيلهاي ميكادار سبزرنگ، ميانلايههايي از دولوميتهاي آهكي و دولوميتهاي زرد قهوهاي با نوار و گرهكهاي چرتي و سيلهاي ديابازي و 000، كه از نگاه چينهشناسي و ليتولوژي گمان ميرود همارز نهشتههاي سازند كهر در بلنديهاي البرز باشد. رسوبهاي زير و پي اين نهشتهها در منطقه برونزد ندارد و ديده نميشود، ولي با همبري گسله توسط عضوهاي مختلف سازند سلطانيه و با ناپيوستگي همشيب توسط رسوبهاي پرمين پوشيده ميشود.
در « برگه رامسر » در بخش مياني دره سههزار (منطقه سربالان)، رخنموني از لايههاي سنگي نازك تا ضخيملايه، شامل تناوبي از سنگماسه، سنگماسه توفي، سيلتسنگ، توف و سنگهاي آتشفشاني با تركيب پتروگرافي آلكالي تراكي آندزيتيك بازالت تا حدودي كلريتي و سريسيتي شده ديده ميشود كه داراي رنگ خاكستري تا خاكستري مايل به ارغواني هستند. اين سنگها دگرگوني ضعيفي را متحمل شدهاند و بخش سنگماسهاي آن به صورت ليتارنيت فلدسپاتي تا سابليتارنيت آهكي است. اين واحد به سمت شمال بر روي سنگهاي كربناته پالئوزوييك بالا (كربنيفر) رانده شده است. به سوي جنوب، در محدوده ورقه شكران، يك بخش دولوميتي بر روي آن ديده ميشود. با توجه به نامشخص بودن مرز زيرين و بالايي اين واحد، بر پايه تشابه سنگشناسي، معادل « سازند كهر » در البرز در نظر گرفته شده است.
در « برگه رباطقرهبيل » رخنمون سازند كهر تنها در جنوب خاوري سفيد دالي و در دره جنوب روستاي قزلق به صورت يك ورقه راندگي در ميان ورقههاي رانده شده ديده ميشود. اين سازند در برگيرنده شيلهاي كربناته ميكادار خاكستري، اسپليتهاي سبز تا خاكستري و چينخورده ميكادار و دولوميتهاي به شدت چينخورده و باز بلورين شده است كه درون آن دايكهاي ديابازي نيز ديده ميشود.
در « برگه زنجان » قديميترين نهشتههاي غيردگرگون را ترادف ضخيمي از شيلهاي اسليتي سبز - خاكستري گاهي مايل به قرمز و ارغواني تشكيل ميدهد كه به طور عمده شيلهاي رسي و سيلتي همراه با بين لايههاي كوارتزيت خاكستري دولوميت قهوهايرنگ و گاهي رخساره توفي است كه كاملاً شبيه رسوبات سازند كهر در البرزاند و بيشترين رخنمون آنها در جنوب روستاي چورزق و روستاي رحيمآباد بوده و در جنوب روستاي رحيمآباد توسط گرانيت دوران به شدت دگرگون شده است. مرز نهشتههاي سازند كهر با سنگهاي دگرگونه قديمي مشخص نيست و به نظر ميآيد كه سنگهاي دگرگونه مذكور همان نهشتههاي سازند كهر هستند كه در يك زون بُرشي شكلپذير دگرگون شدهاند.
در « برگه سلماس » رخنمونهايي از سنگهاي كم دگرگونه وجود دارد كه بيشتر از جنس اسليت و شيلهاي فيليتي است و در لابهلاي آنها لايههاي از سنگهاي آتشفشاني بيشتر اسيدي و كمتر بازيك و نيز لايههاي كم ضخامت دولوميت و سنگآهك با تبلور دوباره ديده ميشود. رنگ دورنماي اين واحد خاكستري گراييده به سبز است.
قرارگيري سازند باروت، با ناپيوستگي همشيب، بر روي اين سنگنهشتهها و همچنين به دليل همسانيهاي رخساره سنگي، اين سنگها با سازند كهر مقايسه شدهاند.
در « برگه سمنان » سازند كهر تشكيل شده از سنگهاي سبزرنگ سيلتي كه اسليتي شدهاند. چند لايه كوارتزيتي نيز در اين سازند قابل تشخيص است. اين سنگنهشتهها تنها در پاقلعه ديده ميشوند. به باور حمدي (1989) آن چه كه در برگه سمنان به عنوان سازند كهر دانسته شده است در حقيقت متعلق به سازند سلطانيه است كه داراي سنگوارههاي كامبرين زيرين است.
در « برگه شاهيندژ » سازند كهر از اسليت و كالك شيست با بافت گرانوبلاستيك همراه با شيستوزيته، كوارتزيتهاي ستبرلايه تا تودهاي به رنگ خاكستري تيره، دولوميتهاي قرمز چرك تا قهوهاي، ستبرلايه تا تودهاي و آهكهاي ماسهاي نازكلايه تا برگهاي و 000 تشكيل شده است، توف ليتيك، توفهاي ماسهسنگي و شيلهاي قهوهاي تيره، تراكي آندزيت تا لاتيت كوارتزدار و ريوليت جزو اين سازند ميباشند. قسمتهاي بالايي مجموعه ياد شده با نهشتههاي سري ريزو در خور مقايسه دانسته شده است.
در « برگه قرهضياءالدين » سازند كهر كهنترين واحدي است كه در قسمتهاي باختري محدود نقشه برونزد دارند. اين واحد بيشتر، از ماسهسنگهاي كوارتزيتي، ماسهسنگ ريزدانه و تيرهرنگ دگرگونه شده، فيليت، اسليت و سنگآهكهاي دگرگون شده تشكيل يافته است كه به سختي خرد شدهاند. سنگهاي فيليت و اسليت در نمونه دستي سبزرنگاند و سريسيت نيز در آنها ديده ميشود. در لابهلاي سنگهاي رسوبي كهر عدسيهايي از سنگآهكي دگرگون شده و سفيدرنگي ديده ميشود كه در بررسيهاي سنگشناسي و ميكروسكوپي داراي بافت دانهاي و درشت بلوراند و در درز و شكافهاي آنها كلريت ديده ميشود. اين واحد توسط سنگهاي رسوبي جوانتر از خود مانند سازند درود يا سنگهاي دونين با سطح تماسي از نوع دگرشيبي زاويهدار پوشيده ميشود و توسط گرانيتهاي با سن پس از پرمين به طور محلي بريده ميشود.
در « برگه قطور » رخنمونهايي از سنگهاي كم دگرگونه يافت ميشوند كه بيشتر از جنس اسليت و شيلهاي فيليتياند و در ميان آنها لايههايي از سنگهاي آتشفشاني اسيد و كمتر بازيك و همچنين لايههاي كم ستبراي دولوميت و آهكهاي دوباره متبلور شده ديده ميشوند. رنگ دورنماي اين واحد خاكستري متمايل به سبز است كه در قاعده با همبري گسله بر روي مجموعه دگرگوني كهن جاي گرفته است.
سازند باروت با ناپيوستگي همشيب بر روي اين واحد جاي گرفته و به واسطه همسانيهاي رخسارهاي و جايگيري آن در زير نهشتههاي باروت، قابل مقايسه با سازند كهر در البرز است.
در « برگه كياسر » كهنسالترين سنگهاي رخنمون يافته را سازند كهر تشكيل ميدهد كه در جنوب كوه شاهدژ و جنوب روستاي اورست بيرونزدگي دارد رخساره اين سازند عبارت است از: اسليت و شيلهاي ميكادار صورتي و سبز همراه با تكههاي كوچكي از سنگهاي بازيك كه شديداً فرسوده و خرد شده ولي درجه دگرگوني در اين سنگها از حد فيليت فراتر نرفته و به ميكا شيست نميرسد. ستبراي سازند كهر در اين منطقه بين 200-150 متر است.
در « برگه مرزنآباد » سازند كهر را ميتوان در كوه كهار (برش الگو) و همچنين در بالازدگي علمكوه، از دلير تا فيروزآباد ديد. (براي رخنمون كوه كهار نگاه شود به برش الگو). در نواحي خاوري بالازدگي علمكوه، از دلير تا فيروزآباد و چيتن، گلاوس (1965) حدود 800 متر اسليتهاي سيلتدار سبز - قرمز و گاهي درونلايههاي دولوميتي متبلور خاكستري تا قهوهاي - زرد و ماسهسنگهاي كوارتزيتي قرمز - سبز سازند كهر را بررسي نموده است كه ماسهسنگهاي ورقهاي آن در مقايسه با شيلها رو به فزوني گذاشتهاند. فسيلي ديده نميشود ولي جايگاه چينهاي آن، سن پركامبرين پسين را پيشنهاد مينمايد. ج. صبوري در نهشته سنگهاي بخش بالايي سازند كهر در فيروزآباد، پالينومرفهايي به سن نئوپروتروزوييك پسين (ريفئن پسين - وندين) را يافته است (نگاه شود به سنگواره و سن در برش الگو).
در « برگه ماهنشان » سازند كهر رديفي به تقريب يكنواخت از شيل اسليتي سيليسي تا رسي به رنگ سبز تيره، فيليت كاتاكلاستيك، شيست نيمرس (Semischist) تا شيست لپيدوبلاستيك است كه با لايههايي نازك از دولوميت و مقداري جريانهاي گدازه آتشفشاني و پيروكلاستيك همراهي ميشوند.
ضخامت اين رديف چينهاي كه بيشتر ورقهاي و نازكلايه است، نزديك به 1200 تا 2000 متر است. در بعضي جاها به شدت خرد شده و نوعي رخپذيري ناشي از شكستگي در راستاي سطوح شيستوزيته نشان ميدهد.
در « برگه مرند » كهنترين نهشتههاي قابل ديد و وابسته به پركامبرين، سازند كهر است كه در كوههاي ميشو، با رنگ عمومي سبز تيره تا سبز خاكستري گسترش چشمگيري دارد. در اين برگه، سازند كهر با بيش از 1000 متر ضخامت بيشتر به صورت شيست و شيلهاي ميكادار، به مقدار كم دولوميت استروماتوليتي، ماسهسنگ بسيار ريزدانه، ريوليت و ميانلايههايي از سنگآهك تيرهرنگ بلورين و چرتدار است. جدا از دگرگوني ناحيهاي در حد شيست سبز و اسليت، اين سازند زير تأثير تودههاي نفوذي گابرو گرانيت آلكالن صورتيرنگ و دايكهاي ديابازي قرار گرفته و در برخي جاها حالت شيستي دارد. مرز پاييني سازند كهر مشخص نيست و مرز بالايي آن با دولوميتهاي چرتدار و استروماتوليتدار وابسته به سازند سلطانيه دگرشيب است.
در « برگه نقده » رديفهاي درخور قياس با سازند كهر، به عنوان كهنترين سنگهاي رخنمون يافته، از نوع شيستهاي سبز داراي كانيهاي ميكا، آمفيبول، كلريت، سريسيت به همراه كمي سنگهاي آتشفشاني دگرگون (متاريوليت) است كه در 10 كيلومتري خاور شهرستان نقده، در مسير جاده پيرانشهر، در هسته يك تاقديس جاي گرفتهاند. اين سنگها بيشتر برگوارهاند و رگههاي سيليسي فراواني در درون آنها جاي گرفته است.
در « برگه يزد » از زون ساختاري ايران مركزي، به پيسنگ كهن برگه « سازند كهر » گفته شده است كه از نوع شيل، سنگماسه، سيلتستون با سيماي همگاني سبز تا سبز مايل به خاكستري ميباشد. ساختهاي رسوبي، همچون موجنقش، از ويژگيهاي آشكار آن است كه بر روي سطوح سنگها ديده ميشود. اين سنگها را گاهي طبقات دولوميتي قهوهاي مايل به زرد همراهي ميكند. در خاور مزرعه حسينخان، واقع در دره رستمآباد و همچنين در مزرعه لاپده در مسير قوامآباد، چنين مينمايد كه اين رديف رسوبي به گونهاي همشيب و تدريجي توسط سازند بايندور پوشيده ميشود. در ديگر جاها همچون تقويه و قوامآباد، روي سازند كهر، سنگهاي وابسته به سازند سلطانيه و باروت، گاه با مرزي پوشيده و پارهاي جاها به گونه گسليده و ناهنجار جاي ميگيرد. در مسير راه مزرعه لاپده به تقويه، چندين لايه دولوميتي در ميان رديف وابسته به سازند كهر ديده ميشود. افزون بر آن در دره رستمآباد، رگههاي اليژيستدار به ستبراي نزديك به چند ده سانتيمتر در بخشهاي پاييني كهر در معرض ديد قرار ميگيرد.
بررسي سنگشناسي، محيط و چرخههاي رسوبي سازند كهر در ناحيه نزديك برش الگو (كوه كلنو) توسط قريب (1384) نشانگر آن است كه اجزاء تشكيل دهنده رخسارههاي سازند كهر قابل تقسيم به دو گروه رسوبي و آذرين است. بخش رسوبي اين سازند بيشتر از رسوبات آواري (ماسهسنگ، سيلتسنگ، شيل) و به ميزان كمتر رسوبات كربناته (دولوميت) تشكيل گرديده است.
« رسوبات آواري » اين سازند به سه گروه رخسارهاي با محيطهاي رسوبي رودخانه مآندري، دلتا و خطوط ساحلي قابل تقسيماند. وجود تواليهاي به سوي بالا ريزشود لايهبندي مورب، لامينهبندي مورب، لايهبندي مورب، ريپل ماركهاي نامتعادل و متقارن، آشفتگي زيستي و رنگ قرمز لايهها نشاندهنده محيط رسوبي رودخانه مآندري است. وجود تواليهاي به سوي بالا درشتشو، لايهبندي موازي و مورب، لايههاي عدسي شكل، رنگ خاكستري تا سبز نشاندهنده محيط دلتايي و بالاخره وجود تواليهاي به سوي بالا درشتشو، رخساره ماسهسنگي چرت آرنايت، رنگ سفيد تا خاكستري نشانگر محيط ساحلي دور از دلتا است.
« رسوبات كربناته » سازند كهر از نوع سنگهاي دولوميتي و يا سنگهاي آهكي اسپاريتي دروغيناند كه نشاندهنده تجديد تبلور شديد و تشكيل بلورهاي درشت كلسيتاند. مدل رسوبگذاري نهشتههاي كربناته سازند كهر به صورت يك پلاتفرم كربناته با شيب كم به سوي بخشهاي عميقتر بوده كه در سه بخش پهنه جزر و مدي، لاگون و سدهاي ائوليتي و كانالهاي جزر و مدي انباشته شدهاند.
بررسي چينهشناسي مكاني سازند كهر در نقاط گوناگون البرز - آذربايجان نشانگر همگني در خور توجه رخساره سنگي و گسترش بسيار زياد اين سازند است كه در زمان پركامبرين پسين (ريفئن - وندين) به صورت شيلهاي توفي، سيلتسنگ، ماسهسنگ به همراه كمي كربنات و سنگ آتشفشاني در محيطهاي رسوبي كمژرفا انباشته شدهاند. جدا از البرز، آذربايجان در نقاط زيادي از ايران مركزي ترادفهاي مشابهي با سازند كهر وجود دارد كه از نگاه رخساره سنگي، جايگاه چينهشناسي و سن درخور قياس با سازند كهراند. با وجود تشابه بسيار زياد، حتي در ايران مركزي، به اين سنگها، در نواحي گوناگون، نامهاي متفاوتي داده شده است. جدول زير نشانگر واحدهاي سنگچينهاي است كه به خوبي با سازند كهر همارز و در خور قياساند. سازند كهر 20 كيلومتر شمال باختر كرمان سري ريزو سازند شيرگشت سري ريزو سازند سلطانيه
زون رسوبي - ساختاري
نام سازند
محل برش الگو
معرفي شده توسط
مرز پاييني
مرز بالايي
پوشيده شده با
البرز - آذربايجان
دره چالوس
ددوال (1967)
ديده نميشود
ناپيوسته (دگرشيبي موازي)
سنگهاي پركامبرين پسين و يا گدازههاي پركامبرين
ايران مركزي
سري مراد
گانسر (1955)
ديده نميشود
دگرشيب
ايران مركزي
سازندكلمرد
تاقديس كلمرد
اشتوكلين (1968)
ديده نميشود
دگرشيب
ايران مركزي
تاشك بالايي
ساغند
حقيپور (1972)
ديده نميشود
دگرشيب
ايران مركزي
سازندتكنار
جنوب سبزوار
رزاقمنش (1968)
ديده نميشود
دگرشيب
زاگرس
به لحاظ نداشتن برونزد گزارش نشده است.
گفتني است كه تفاوت فاحش سازند كهر البرز - آذربايجان و هم رديفهاي سنگي و سني آن در ايران مركزي در گونهگوني حد بالايي آنها است. به گفته ديگر در حالي كه، در البرز - آذربايجان به ويژه در برشهاي سروجهان (جنوب خاوري كوههاي سلطانيه) فيروزآباد و به احتمال تاقديس آينهورزان حد بالايي سازند كهر با رديفهاي جوانتر از آن، همشيب و به احتمال تدريجي است، در ايران مركزي سنگ نهشتههاي همارز سازند كهر (سري مراد، كلمرد، . . .) با رديفهاي جوانتر از خود ارتباط دگرشيب (زاويهاي) دارند كه ممكن است نشانگر عملكرد شديدتر رخداد كوهزايي كاتانگايي در ايران مركزي، در مقايسه با البرز، باشد.
كهار نام كوه و روستايي است كه در باختر دره كرج، چالوس و در شمال كرج قرار دارد.


برش الگوي سازند كهر در پهلوي جنوبي كوه كهار اندازهگيري شده است. اين كوه با فرازاي 4000 متر يكي از بلنديهاي البرز مركزي است كه در باختر دره كرج - چالوس، و در كيلومتر 16 شمال كرج قرار دارد. ويژگيهاي جغرافيايي برش الگو در جدول زير خلاصه شده است.


درنقشه زمينشناسي 1:250000 آمل، قزوين – رشت، تهران و ساوه
| نوع نام | : | رسمي | |
| نام واحد سنگي | : | سازند كهر (كهار) | |
| وابستگي | : | ||
| نام پيشين | : | ||
| هم نامي | : | ||
| سن | : | پركامبرين - | |
| توضیح سن | : | ||
| |||
| |||
| : | |||
| استان | : | مازندران |
| زون رسوبي-ساختاري | : | ايران جنوبي(زاگرس) |
| طول خاوری (X) | : | ́04 ˚51 |
| عرض شمالی (Y) | : | ́05 ˚36 |
| ارتفاع | : | 3063 |
| راهنماي نقشه 1:100000 | : | مرزنآباد |
| راهنماي نقشه 1:250000 | : | آمل |
| راهنماي نقشه توپوگرافي 1:100000 | : | 6262 |
| راهنماي نقشه توپوگرافي 1:250000 | : | Nj 39-15 |
بررسي سنگشناسي، محيط و چرخههاي رسوبي سازند كهر در ناحيه نزديك برش الگو (كوه كلنو) توسط قريب (1384) نشانگر آن است كه اجزاء تشكيل دهنده رخسارههاي سازند كهر قابل تقسيم به دو گروه رسوبي و آذرين است. بخش رسوبي اين سازند بيشتر از رسوبات آواري (ماسهسنگ، سيلتسنگ، شيل) و به ميزان كمتر رسوبات كربناته (دولوميت) تشكيل گرديده است.
« رسوبات آواري » اين سازند به سه گروه رخسارهاي با محيطهاي رسوبي رودخانه مآندري، دلتا و خطوط ساحلي قابل تقسيماند. وجود تواليهاي به سوي بالا ريزشود لايهبندي مورب، لامينهبندي مورب، لايهبندي مورب، ريپل ماركهاي نامتعادل و متقارن، آشفتگي زيستي و رنگ قرمز لايهها نشاندهنده محيط رسوبي رودخانه مآندري است. وجود تواليهاي به سوي بالا درشتشو، لايهبندي موازي و مورب، لايههاي عدسي شكل، رنگ خاكستري تا سبز نشاندهنده محيط دلتايي و بالاخره وجود تواليهاي به سوي بالا درشتشو، رخساره ماسهسنگي چرت آرنايت، رنگ سفيد تا خاكستري نشانگر محيط ساحلي دور از دلتا است.
« رسوبات كربناته » سازند كهر از نوع سنگهاي دولوميتي و يا سنگهاي آهكي اسپاريتي دروغيناند كه نشاندهنده تجديد تبلور شديد و تشكيل بلورهاي درشت كلسيتاند. مدل رسوبگذاري نهشتههاي كربناته سازند كهر به صورت يك پلاتفرم كربناته با شيب كم به سوي بخشهاي عميقتر بوده كه در سه بخش پهنه جزر و مدي، لاگون و سدهاي ائوليتي و كانالهاي جزر و مدي انباشته شدهاند.
بررسي چينهشناسي مكاني سازند كهر در نقاط گوناگون البرز - آذربايجان نشانگر همگني در خور توجه رخساره سنگي و گسترش بسيار زياد اين سازند است كه در زمان پركامبرين پسين (ريفئن - وندين) به صورت شيلهاي توفي، سيلتسنگ، ماسهسنگ به همراه كمي كربنات و سنگ آتشفشاني در محيطهاي رسوبي كمژرفا انباشته شدهاند. جدا از البرز، آذربايجان در نقاط زيادي از ايران مركزي ترادفهاي مشابهي با سازند كهر وجود دارد كه از نگاه رخساره سنگي، جايگاه چينهشناسي و سن درخور قياس با سازند كهراند. با وجود تشابه بسيار زياد، حتي در ايران مركزي، به اين سنگها، در نواحي گوناگون، نامهاي متفاوتي داده شده است. جدول زير نشانگر واحدهاي سنگچينهاي است كه به خوبي با سازند كهر همارز و در خور قياساند. سازند كهر 20 كيلومتر شمال باختر كرمان سري ريزو سازند شيرگشت سري ريزو سازند سلطانيه
زون رسوبي - ساختاري
نام سازند
محل برش الگو
معرفي شده توسط
مرز پاييني
مرز بالايي
پوشيده شده با
البرز - آذربايجان
دره چالوس
ددوال (1967)
ديده نميشود
ناپيوسته (دگرشيبي موازي)
سنگهاي پركامبرين پسين و يا گدازههاي پركامبرين
ايران مركزي
سري مراد
گانسر (1955)
ديده نميشود
دگرشيب
ايران مركزي
سازندكلمرد
تاقديس كلمرد
اشتوكلين (1968)
ديده نميشود
دگرشيب
ايران مركزي
تاشك بالايي
ساغند
حقيپور (1972)
ديده نميشود
دگرشيب
ايران مركزي
سازندتكنار
جنوب سبزوار
رزاقمنش (1968)
ديده نميشود
دگرشيب
زاگرس
به لحاظ نداشتن برونزد گزارش نشده است.
گفتني است كه تفاوت فاحش سازند كهر البرز - آذربايجان و هم رديفهاي سنگي و سني آن در ايران مركزي در گونهگوني حد بالايي آنها است. به گفته ديگر در حالي كه، در البرز - آذربايجان به ويژه در برشهاي سروجهان (جنوب خاوري كوههاي سلطانيه) فيروزآباد و به احتمال تاقديس آينهورزان حد بالايي سازند كهر با رديفهاي جوانتر از آن، همشيب و به احتمال تدريجي است، در ايران مركزي سنگ نهشتههاي همارز سازند كهر (سري مراد، كلمرد، . . .) با رديفهاي جوانتر از خود ارتباط دگرشيب (زاويهاي) دارند كه ممكن است نشانگر عملكرد شديدتر رخداد كوهزايي كاتانگايي در ايران مركزي، در مقايسه با البرز، باشد.
كهار نام كوه و روستايي است كه در باختر دره كرج، چالوس و در شمال كرج قرار دارد.


درنقشه زمينشناسي 1:250000 آمل، قزوين – رشت، تهران و ساوه
| نوع نام | : | رسمي | |
| نام واحد سنگي | : | سازند كهر (كهار) | |
| وابستگي | : | ||
| نام پيشين | : | ||
| هم نامي | : | ||
| سن | : | پركامبرين - | |
| توضیح سن | : | ||
| |||
| |||
| : | |||
| استان | : | مازندران |
| زون رسوبي-ساختاري | : | ايران جنوبي(زاگرس) |
| طول خاوری (X) | : | ́04 ˚51 |
| عرض شمالی (Y) | : | ́05 ˚36 |
| ارتفاع | : | 3063 |
| راهنماي نقشه 1:100000 | : | مرزنآباد |
| راهنماي نقشه 1:250000 | : | آمل |
| راهنماي نقشه توپوگرافي 1:100000 | : | 6262 |
| راهنماي نقشه توپوگرافي 1:250000 | : | Nj 39-15 |